شاهدانه و روغن گردو براي اين كار مصرف مي‌شد. ايتاليايي‌ها در سده‌ٴ چهاردهم از چربي‌ استفاده مي‌كردند (تامپسن‌، صص‌، 65 ـ 69، 1936). كشف نقاشي رنگ روغني كه آن را به‌ برادران فان آيك و ديگر نقاشان عصر نوزايي نسبت مي‌دهند، بي‌شك چيزي بيش از كاربرد روغن بوده است‌، چون روغن پيش از آن و به بيش از يك طريق به‌كار رفته بود (از جمله در صيقلي كردن سطح فلز، در موقع آب دادن روي آن روغن مي‌ريختند). برادران فان آيك كاربرد بهتري براي روغن كشف كردند. جالب است در اينجا به يادآوريم كه ژاپني‌ها از خيلي پيش از اين‌، از يك روش رنگ‌آميزي روغني استفاده كردند و سپس آن را كنار گذاشتند. بي‌شك‌ لوحه‌هاي كوچك زيارتگاه سوسك‌هاي جواهرنشان كوندو در هوريوجي با رنگ روغني روي‌ چوب نقاشي شده است‌؛ از اين رو، آنها را مي‌توان قديم‌ترين نمونه از كاربرد رنگ روغني در نقاشي دانست (سده‌ٴ هفتم‌). علماي ژاپني كه مسئله را بررسي كرده‌اند، به اين نتيجه رسيده‌اند كه‌ احتمالاً نقاشي روي زمينه‌اي با گل سفيد يا سفيداب سرب و نه آهك انجام گرفته‌؛ از نوعي‌ روغن گياهي به‌نام اِگوما براي چسباندن استفاده شده و مردار سنگ‌، نوعي سرب زرد، به عنوان‌ اسكاتيف يا خشك‌كننده به‌كار رفته است‌. روش مشابهي تا به امروز در كُره حفظ شده است‌.1
3. ساخت و مصرف شيشه‌. ساختن شيشه داراي قدمتي بسيار زياد است و در زمان روميان به نقطه‌ٴ اوج خود رسيد وتوسط آن در بخش بزرگي از اروپا انتشار يافت‌. اين هنر هرگز از ميان نرفت‌، زيرا وقتي روميان از توليد آن بازماندند، بربرها قبلاً ساخت آن را فرا گرفته بودند. تيوفيلوس كشيش‌ (دوازدهم ـ 1) روش غربي توليد شيشه را به خوبي شرح داده است‌. اين روش را ونيزي‌ها در سده‌ٴ سيزدهم بهبود بخشيدند؛ احتمال دارد آنان مطالب تازه‌اي از شيشه‌گران شامي و هم‌چنين‌ پس از تسخير قسطنطنيه (1204) از شيشه گران بيزانسي آموخته باشند. به هر صورت‌، در اثناي‌ آن قرن و نيز موقعيت خود را به عنوان بازار عمده‌ٴ شيشه در جهان تثبيت كرد و هرچند گاه يكبار مقررات مختلفي براي حفظ برتري توليدات ونيزي‌ها صادر مي‌شد. در سال 1291 صنعت‌ شيشه‌سازي از خود شهر به جزيره‌ٴ مورانو انتقال يافت‌. پس از بازگشت ماركوپولو و ديگران از


1 .همكارم در هاروارد، لانگدون وارنِـر از موزه‌ٴ فاگ Fogg در نامه‌اش (21 فوريه‌ٴ 1945) به دنبال نامه‌نگاري‌ها و بحث‌هاي ديگري ثابت كرده است كه مسئله‌ٴ تاماموشي (معبد سوسك جواهرنشان‌) پيچيده‌تر از آن است كه من دريافته‌ام‌. يكي از بهترين هنرمندان لاك‌كار ژاپني اين نظر را رد كرده است و مي‌گويد نقاشي‌هاي تاماموشي لاك‌كاري‌هاي واقعي‌اند، شبيه ((زنبيل نقاشي شده‌)) كه در گوري از سده‌ٴ سوم در لو ـ لانگ به دست آمده و اينك در موزه‌ٴ كئيجو (كره‌) نگه‌داري مي‌شود. به نظريه‌هاي ديگري هم اشاره شده است‌. بالاخره ه . يوشيدا به همان روغن ـ مردارسنگ برگشته و اين روش را ميتسوداـ ئي خوانده است‌. اين روش را در ايران مردارسنگ يا مرداسنگ مي‌نامند و از ديرباز در ژاپن و ايران شناخته شده بوده است‌. البته واژه‌ٴ ((ايران‌)) در ژاپن سده‌هاي ميانه اشاره به هر ناحيه‌اي در غرب چين و شمال هند بوده است‌.